تحلیل نظری انقلاب اسلامی ایران وبررسي مولفه هاي متمايز آن و ناتوانی و ناکامی غربی ها در تحلیل انق

مطالب دیگر:
🔗پاورپوینت ساختار حالتهای مقيد🔗پاورپوینت ساماندهي فعاليت مشاغل خانگي در قالب(تعاونيهاي تأمين نياز مشاغل)🔗پاورپوینت مهارت و اصول خواندن(Dyslexia)🔗پاورپوینت سيستمهای بايومتريک🔗پاورپوینت كلانشهرها🔗پاورپوینت اصول سرپرستی(کار و کارگر)🔗پاورپوینت کيفيت انرژي الکتريکي و يا کيفيت قدرت🔗پاورپوینت مدلسازي درد با استفاده از شبكه‌هاي عصبي مصنوعي🔗پاورپوینت مدلسازي سيستم هاي بيو لوژيکي(سيستم تنفسي)🔗پاورپوینت نقش کلیدی روابط عمومی ها در کشورهای پیشرفته در مقایسه با نقش تقلیدی آن در کشورهای درحال ت🔗پاورپوینت تولید مثل (علوم تجربی سوم راهنمایی)🔗پاورپوینت فیزیک پرتوها ، رادیوبیولوژی🔗پاورپوینت عاملهاي هوشمند🔗پاورپوینت مطالعه و بررسی اصلاح سطح نانو ذرات🔗پاورپوینت مباني طراحي بوژي(مكانيك تماس چرخ و ريل)🔗پاورپوینت استفاده از کامپوزیت های FRP در ساخت،بهسازی و تقویت سازه ها🔗پاورپوینت پدافندغیرعامل🔗پاورپوینت ویژگیهای اصلی MATLAB🔗پاورپوینت مدیریت پروژه های فناوری اطلاعات از دیدگاه واقع بینانه🔗پاورپوینت بر هم کنش یا برخورد پرتو رنتگن با ماده🔗تحقیق برهمكنش پرتوهاي‌پرانرژي با ماده🔗پاورپوینت سیل پلیمر(Polymer Flooding)🔗پاورپوینت سم‌شناسي و مانيتورينگ دارو درماني🔗دانشگاه سربازی🔗پاورپوینت ارائه راهكارهاي ايجاد شرايط عالم پرور و قابل رصد
تحلیل نظری انقلاب اسلامی ایران وبررسي مولفه هاي متمايز آن و ناتوانی و ناکامی غربی ها در تحلیل انقلاب ایران|30010050|qyv
در این پست قصد معرفی فایل تحلیل نظری انقلاب اسلامی ایران وبررسي مولفه هاي متمايز آن و ناتوانی و ناکامی غربی ها در تحلیل انق را داریم با ما همراه باشید.

فهرست:



مقدّمه



بررسي پنج فرضيه درباره انقلاب اسلامي



بررسي مولفه هاي متمايز در تحليل انقلاب اسلامي ايران



اعتراف دانشمندان غربي به ناتواني در تحليل انقلاب ايران



منشأ ناكامي غربي‌ها در تحليل انقلاب اسلامي ايران







مقدّمه



انقلاب اسلامي ايران به عنوان مهم ترين و بزرگ ترين پديده سياسي و اجتماعي آخر قرن چهاردهم هجري قمري و رُبع آخر قرن بيستم ميلادي، در طي قريب به سه دهه حيات و پايداري، همواره مورد توجه پژوهشگران و دانشمندان، متخصصان علوم سياسي و كارشناسان علوم اجتماعي و جامعه شناسان و علاقه مندان به تحليل انقلاب ها، قرار داشته است. اين انقلاب عرصه جديدي براي آزمون و ارزيابي فرضيه‌ها و نظريه‌هاي مرسوم و رايج در علوم سياسي، علوم اجتماعي و جامعه شناسي فراهم آورد. روشن است كه فرضيه‌هاي كهنه و رايج كه براي تحليل انقلاب‌هاي مدرن غيرمذهبي و ضدمذهبي ارائه شده، توانايي تحليل اين پديده منحصر به فرد و استثنايي و بي نظير را ندارند؛ چرا كه يك انقلاب مذهبي را نمي توان با معيارهاي كاملا غيرمذهبي تحليل كرد. متدلوژي متداول در غرب و شرق، كه آلوده به سكولاريزم و لائيزم است، به هيچ وجه توانايي تحليل انقلاب اسلامي ايران را نداشته و نخواهد داشت؛ تحولات دو جامعه متفاوت با زيربناهاي مختلف، بلكه متضاد را نمي توان با كمك روش‌ها و معيارهاي ثابت و يكسان تفسير و تحليل كرد. متأسفانه علي رغم تفاوت‌هاي بنيادي و ماهوي تاريخ و فرهنگ و تمدّن جهان اسلام و ايران اسلامي با تاريخ و فرهنگ و تمدّن غرب و كشورهايي نظير فرانسه، روسيه، چين، كوبا و نيكاراگوئه، باز هم تحوّلات تاريخي، اجتماعي و سياسي جهان اسلام بر اساس همان معيارها و ضوابط و روش‌هاي خاص تحولات دنياي غرب مورد مطالعه قرار مي گيرند. اين كار، چه توسط مستشرقان و خاورشناسان و كارشناسان غربي صورت گيرد و چه دانشمندان و مفسّران مسلمانِ مرعوب و غربزده، گمراه كننده است و آنان را از شناخت واقعيت‌ها و حقايق باز مي دارد.



مسلمانان براي بررسي و تحليل تاريخ و تحولات اجتماعي و سياسي در كشورها و جوامع اسلامي ناگزير از كسب و ارائه معيارها و روش‌هاي نو و جديدي هستند كه متناسب با ويژگي‌هاي تاريخي، اجتماعي و سياسي جهان اسلام باشد تا با كمك آن‌ها بتوانند گذشته، حال و آينده خود را آنچنان كه بوده، هست و خواهد بود درست درك كنند. انقلاب ايران در عصر اطلاعات، كه از دهكده جهاني و پايان عمر دين و عصر ايدئولوژي داد سخن مي رفت، روي داد و انديشه حاكم بر قرن بيستم و انقلاب‌هاي جهان (سكولاريزم) كه تحقق آن را احتمال نمي داد بي اعتبار ساخت. به همين دليل، تحليل گران غربي شگفت زده شدند و بر ناتواني خويش در تحليل انقلاب اسلامي ايران اعتراف كردند و انقلاب ايران فرضيه‌هاي آنان را به چالش كشانيد. آنان با منطق سكولاريزم و لائيزم هرگز درك نكردند انقلاب ديني چيست، چگونه پديد مي آيد و انقلاب‌هاي با ايدئولوژي مذهبي از چه ويژگي هايي برخوردارند. بر همين اساس، در تحليل انقلاب اسلامي ايران با مشكلات جدي و اساسي روبه رو شدند و ماهيت ديني و مذهبي انقلاب ايران نظريه‌هاي آنان را زير سؤال برد. ناكام ماندن و بن بست‌هاي نظري آنان در تحليل انقلاب ايران، آن‌ها را به بازنگري در نظريه‌هاي خويش وادار كرد و به تعبير لاكاتوش، آنان را مجبور به رفوكردن و ترميم‌هاي پي در پي و متعدد و افزودن تبصره‌هاي فراوان نمود.[1] اما به دليل ساختار فكري غيرديني و زيربناي اعتقادي سكولار و لائيك خويش، نتوانستند به طور كامل از نظريات خويش دست شسته و آن را كنار بگذارند، گرچه برخي از آنان با ساختارشكني به فهم و درك حقيقت نزديك شدند، ولي بيشتر آنان همچنان از درك ماهيت انقلاب ايران ناتوان هستند. انقلاب اسلامي ايران به خوبي ثابت نمود كه علي رغم ادعاي به سر آمدن عمر دين و خاموش شدن ستاره دين، خورشيد دين هرگز غروب نخواهد كرد و به روشني نشان داد كه در جهان ـ به اصطلاح ـ مدرن هم مذهب مي تواند نقش مهم و بزرگ منحصر به فرد و بي نظير در زندگي فردي و اجتماعي بشر و در سياست و اقتصاد جامعه ايفا كند.