شیوه تولید آسیایی و بررسی نظریات ماركس و لنین و مروری بر كنفرانس لنین گراد در 1931

مطالب دیگر:
📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق دلبستگی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق مسئله و حل مسئله📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق خودکارآمدی اجتماعی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق خودافشاسازی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق حمایت اجتماعی📃برآورد هزینه های یك طرح حسابداری پیمانكاری📃بررسی تحلیلی ارتباط بین تغییرات قیمت سهام با تغییرات سودهای واقعی و پیش ‌بینی شده سهام شركتهای پذیرفته شده در بورس اور-R-X3OMKV📃پروژه درس آز اندازه گیری دقیق و كنترل كیفیتDFMEA📃زمینه استراتژیک رسوایی های حسابداری شرکت📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق جهت‌گیری مذهبی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق آموزش كاركنان📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق اقدام به خودکشی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق جو روانی اجتماعی کلاس📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق افسردگی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق روش‌های نوین تدریس📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق حل مسأله📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق در موردتاب آوری📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق عملکرد شغلی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق تعارضات زناشویی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق شیوه های حل تعارض (بین فردی)📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق اضطراب📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق درمورد تعصب📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق در مورد اختلال اضطراب اجتماعی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق در مورد عدالت سازمانی📃مبانی نظری وپیشینه تحقیق پرخاشگری
شیوه تولید آسیایی و بررسی نظریات ماركس و لنین و مروری بر كنفرانس لنین گراد در 1931|30010061|qyv
در این پست قصد معرفی فایل شیوه تولید آسیایی و بررسی نظریات ماركس و لنین و مروری بر كنفرانس لنین گراد در 1931 را داریم با ما همراه باشید.

مقدمه:



ماركس و انگلس در « مانیفست» نوشتند:« تاریخ مدون بشرتاریخ مبارزة طبقاتی ست »[1]. متفكران و اندیشه مندان چپ این نظر را می پذیرند. بر این مبنا درك تاریخ، بدون بررسی مبارزة طبقاتی جاری در بطن جوامع بشری غیر ممكن است.



آن كس كه نظر اول، یعنی اصل بودن مبارزه طبقاتی،‌ را بپذیرد، این نكته بعدی را هم می پذیرد كه راه رسیدن به درك مفید از تاریخ جوامع وارسیدن تقابل های طبقاتی در آن جوامع است. در خصوص مرحله بندی تكامل تاریخی اما اختلافات زیادی وجود دارد. اگر این اختلافات فقط در محدودة انتزاعی و تئوریك باقی بماند مسئله مهمی نخواهد بود ولی درك نادرست از تاریخ تحولات جامعه به طور اجتناب ناپذیری به درك نادرست از تركیب طبقاتی منجر می شود و پی آمد این درك مغشوش می تواند مسئله آفرین باشد. در بین متفكران چپ اندیش در پیوند با مقوله مرحله بندی تكامل تاریخی دوجریان عمده وجود دارد: 1 جریانی كه به مفهوم تكامل تك خطی جوامع بشری باور دارد و براین گمان است كه : « همه از مسیری عبور می كنند كه در اصل یكسان است .... انكشاف جا معه با جایگزینی مراحل مختلف صورت می گیردكه بر اساس قوانین معینی تعریف شده است و بر این اساس از یك صورت بندی اقتصادی اجتماعی به صورت بندی دیگر دگرسان می شود.»[2]





اگر از بینش تقدیر گرایانة مستتر در این عبارات چشم پوشی كنیم این « مسیر یكسان » كه به اعتقاد حا میان این نگرش در عین حال « نظام طبیعی » تحولات تاریخی جوامع بشری هم هست به این صورت بیان می شود كه جوامع :



« از جامعه اشتراكی اولیه به برده داری،‌از برده داری به فئودالیزم، از فئودالیزم به سرمایه داری و سرانجام از سرمایه داری به كمونیزم..» دگرسان می شوند[3].





2 جریان دیگری هم هست كه این « نظام طبیعی » را به رسمیت نمی شناسد و مدعی است كه هرجامعه ای را باید بطور مشخص مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد تا بتوان رمز و راز تكامل تاریخی آن جامعه را باز شناخت.





عمده بررسی هائی كه ازتاریخ ایران به عمل آمده است به طور كلی از سوی حامیان جریان اول نگاشته شده است و به همین دلیل در نهایت امر بین تكامل تاریخی ایران و دیگر جوامع جهان تفاوت چشمگیری نمی بیند. طرفداران این شیوة نگرش خیلی كه محبت كنند تصویر مخدوشی از شیوة تولید آسیائی عرضه می كنند و پس آنگاه با اثبات نادرستی كاربرد آن تصویر خاص به ایران به بازگفتن همان داستان های چندبار گفته شده می پردازند . این كه نكات مبهم تاریخ ما روشن نا شده با قی می ماند مسئله ای نیست كه توجهی بر انگیزد. قصدم دربخش اول این تحقیق این است كه با مروری مختصر در نوشته های ماركس و لنین نشان بدهم كه مفهوم تكا مل تك خطی تاریخ به عنوان تنها تعبیر قا بل قبول از مرحله بندی تاریخ از جمله تحریفاتی است كه ابتدا به وسیله لنین و سپس عمدتا بوسیله استالین و در زمان حاكمیت خونبار او فرموله شده است[4].





برای این منظور این بخش از این تحقیق را به سه قسمت تقسیم می كنم. در بخش اول به بررسی نظریات ماركس خواهم پرداخت. در فصل بعد نظریات لنین را مرور خواهم كرد. در قسمت پایانی بخش اول نیز به اختصار در بارة كنفرانس لنین گراد در 1931 سخن خواهم گفت. گفتن دارد كه به دلیل عدم دسترسی به اسناد و مدارك این كنفرانس بررسی من ناكافی و ناكامل است و از آن گریزی هم نیست.







ماركس و جوامع آسیائی:



لازمة درك تطور بینش ماركس از شیوة تولید آسیائی درك درست از نظر ماركس در بارة تكامل تاریخی بطور كلی است. در طول شكل گیری این درك كلی است كه وجود شیوه ای مجزا و متفاوت از فئودالیسم برای ماركس مطرح می شود. در فاز اولیه كه سالهای قبل از نوشتن « مانیفست » را در بر می گیرد ماركس در حال تكمیل تئوری خویش در بارة صورت بندی اجتماعی است. در نوشته هایش در این دوره ، برای نمونه « ایدئولوژی آلمانی » ، « فقر فلسفه »‌، « مزد ، كار ، سرمایه » ، بطوركلی از سه دوره یا عصر طبقاتی صحبت می كند. بعنوان مثال از جامعه عهد عتیق ( Ancient Society ) سخن می گوید كه در آن « برده همراه نیروی كارش خود را یك بار و برای همیشه می فروشد..... برده یك كالاست ولی نیروی كارش كالا نیست »[5] در دورة فئودالیسم ، سرف فقط « بخشی از نیروی كارش را می فروشد. این او نیست كه ازمالك زمین مزد دریافت می كند ، بلكه این مالك زمین است كه از سرف باج می گیرد »[6]. در عصر سرمایه داری اما ، «كارگر آزاد » « خودش را می فروشد ». او « نه به صاحبی تعلق دارد و نه بزمین وابسته است بلكه 8، 10 ، 12، 15 ساعت از زندگی یومیه اش را به آنكه طالب خریدن است می فروشد » . كارگر به این یا آن سرمایه دار منفرد تعلق ندارد ، بلكه متعلق به « طبقه سرمایه داران » است